آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
126
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
نقرهاى ديگرى صليبوار آويزان بود ، اين حياط بسيار وسيع و با سنگهاى مكعب فرش شده بود . در دو طرف حياط چند نفر فروشنده در طاقنماها اجناس خرازى و مواد خوراكى مىفروختند . پشت حياط ، باغ بزرگى بود كه هركس مىتوانست در آنجا رفتوآمد كند . زمانى كه خان به پيشواز ما آمد ؛ از ميان در ديگرى ما را به درون محوطه هدايت كرد . بر بالاى اين در زنجير نقرهاى محكمى بهطور سهگوش آويزان بود . در مقابل در ياد شده تفنگ و قمههاى ما را گرفتند ، زيرا هيچكس اجازه نداشت كه با جنگافزار به درون رود و چنانچه يك ايرانى حتى با يك چاقو به اين محل وارد شود مجازاتش اعدام است . درگاهى اين در و در اول از سنگ مرمر سفيد و يكپارچه ساخته شده بود كه آن را به شكل استوانه تراشيده بودند ، ما را از تماس پا با اين قسمت بازداشتند ، زيرا اينجا را هزاران نفر زوار كه براى زيارت بقعه مىآمدند مىبوسيدند ، بنابراين بايد از روى آن ، بدون تماس با زمين مىگذشتيم و ابتدا پاى راست خود را از فراز آن مىگذرانديم . از اين در وارد حياطى شديم كه چندان وسيع نبود ولى دراز بود ، اينجا نيز با سنگهاى بزرگى فرش شده بود . در قسمت راست اين حياط قناتى با آب زلال ديده مىشد و با يك شير بزرگ مسين كه به ديوار كار گذاشته بودند از آب آن استفاده مىكردند . اين آب نيز از كوهستانى كه بيش از يك مايل با شهر فاصله داشت از طريق راه آبهاى زيرزمينى به اينجا هدايت مىشد و آب نوشيدنى زائران را كه از آشپزخانه بقعه اطعام مىشدند تأمين مىكرد . در انتهاى حياط مزبور و در قسمت راست آن طاقى زيبا و بزرگى به ما نشان داده شد كه بيرون آن از سنگهاى سبز و آبى صيقلزده پوشيده و درون آنجا با قالى فرش شده بود . در ميان محوطهء درونى شمعدان بزرگ مسين قرار داده بودند . دورتادور و كنار ديوار آخوندهائى « 1 » با لباس سفيد نشسته بودند و با صداى
--> ( 1 ) - از توصيف نويسنده مىتوان استدراك كرد كه اين گروه صوفى بودهاند - م .